دلائل افضلیت عمر فاروق(رض) 

1- استناد به حدیث محمدبن حنفیه که در فضائل ابوبکر صدیق به آن اشاره شد. 

2- روایت ابوجحیفه سوائی که گوید : از علی (رض) شنیدم که:

می گفت : آیا به شما بگویم که بهترین این امت بعد از پیامبر کیست؟ اوابوبکر است و

سپس گفت: آیا به شما بگویم که بهترین این امت بعد از ابوبکر کیست؟ او عمر است.


3- خداوندبه وسیله ی او اسلام و مسلمانان را عزت بخشید.

چون رسول خدا(ص)فرمود:{اللهمَّ اَعِزَّ الدّیْنَ بِعُمَرَبْنِ الخَطّابِ}

«بارخدایا با مسلمان شدن عمربن خطاب اسلام را عزت و قدرت ببخش.»

 ونیز فرمودند:{ما زِلْنا اَعِزَّةً مُنْذُ اَسْلَمَ عُمَرُ} 

«از وقتی که عمر مسلمان شد همیشه با قدرت و عزت بوده ایم.» 

4- حضرت فرمود(ص):{لَوْ کانَ بَعْدِی نَبیُّ مَکانَ عُمَرَ}

«اگر بعدازمن پیامبری بودهماناعمرمی بود.» 

5- بعد از اینکه فاروق مسلمان شد مسلمانان توانستند آشکارا اسلام را تبلیغ کنند.

[زیرا تاقبل از مسلمان شدن عمر این مرد نام آوروپرهیبت عرب مسلمانان مخفیانه تبلیغ میکردند.

وقتی عمر مسلمان شد علنا به نزد اشراف و بزرگان مکه رفت و مسلمان شدن خود را اعلام کرد

وبابسیاری از مردم درگیر شد وبعد از مدتی که گذشت،

به پیامبر(ص)گفت:پدر و مادرم فدای تو چه مانعی دارد که اجازه دهید

اسلام از مخفی گاه خارج شود وآشکارا گردد؟

رسول خدا(ص)که شرایط را مناسب و آماده می بیند می پذیرد و مسلمانان در دوستون منظم که

عمر در جلو ستون راست و حمزه سیدالشهداء در جلو ستون چپ و پیامبر(ص)پیشاپیش آنان

به سمت کعبه حرکت می کنند و درحضور چشمان بهت زده ی مردم کعبه را طواف میکنند و

چهار رکعت نماز ظهر را با خشوع و شوکت بجا می آورند.

بعد از نماز فریاد رعب آور فاروق بلند میشود که: {لانَعْبُدُ اللهَ سِرّاً بَعْدَ الیومِ}

«از امروز به بعد خدا را در خفا وپنهان نمی پرستیم.»

رسول خدا(ص)اورا تشویق می کند ولقب (فاروق)رابه اومیدهد.

فرمود:{هُوَ الفاروقُ. فَرَقش اللهُ بهِ بینَ الحقَّ والباطلِ.}

وصهیب بن سنان(رض)میگوید:

عمر بعد از مسلمان شدن، اسلام را علنی کردوآشکارا مردم را به اسلام دعوت نمود،

وماهم توانستیم دورکعبه بنشینیم ودسته جمعی طواف کنیم

وتوانستیم پاسخ اعمال خشونت آمیز را بدهیم.] 

6-اوفامیل پیامبر(ص)استزیرادخترش حفصه(رض)رابه عقد پیامبر(ص)درآورد. 

7-عبدالله ابن عمر(رض)از پیامبر(ص)روایت میکند که:

رسول خدا(ص)فرمود:{اِنَّ اللهً جَعَلَ الْحَقَّ علی لِسانِ عُمَرَوَقَلْبِهِ}

«براستی که خداوند حق رابرزبان وقلب عمر قرار داده است.» 

8-خدیفه(رض)از رسول خدا(ص)روایت میکند که:

حضرت فرمود:{اِقْتَدُوا باللَّذَیْنِ مِنْ بَعْدِی اَبی بکرٍ وَعُمَرَ.}

«بعد از من از ابوبکرو عمر پیروی و تقلید کنید.»


  حضرت عمر بن خطاب قبل از اسلام


 

حضرت عمر (رض)در سن 23 سالگی ازدواج کرد و اولین فرزندش حفصه همسر پیامبر اسلام است ،که حضرت عمر (رض)بخضطر خوشحالی بیش از حد از تولد ان دختر برخلاف رسم جاهلیت عرب از نام او کنیه ی ابو حفص را برای خود ساخت.


حضرت عمر (رض)جزو 17نفر باسواد مکه و باسوادترین انها بود در زمان جاهلیت فرماندهی نیروهای قریش و هم چنین سمت سفارت امور خارجه به عهده حضرت عمر(رض)بود حضرت عمر (رض)علاوه بر سواد و معلومات جامعه شناسی وهنر شمشیر زنی و سوار کاری و تیر اندازی سالها پست سفارت قریش و داوری اختلافات مهم قبایل را اداره کرده بود .حضرت عمر(رض)از اغاز جوانی مانند بقیه افراد خانواده ثروتمندش به تجارت اشتغال داشت و برای انجام امور تجاری خود چندین بار به عراق و شام و شهر قدس در فلسطین سفر کرد.

طبعاً این مسافرت ها و مذاکراتش با سران و والیان عراق و شام و اشنایی با تمدن دو امپراطوری ایران و روم در تعقل و طرز تفکرش و معاشرتش با مردم اثر گذاشته حسن بصیرت و تدبیری پیدا کرده بود که عموم مردم شیفته اخلاق و مجذوب شخصیتش شده بودند .برخورد حضرت عمر(رض)با پیامبر اسلام قبل از ایمان او بسیار مودبانه بود .می گوید شبی در کعبه پیامبر (ص)دا در نمازش دیدم ارزو می کردم  به او نزدیک شوم تا ببینم چه می گوید ولی ترسیدم اگر مرا ببیند دچار وحشت شود ،لذا طوری خود را در زیر پرده کعبه مخفی کردم که مرا نبیند و به حرف های او گوش دادم.

اسلام اوردن حضرت عمر

حضرت عمر (رض)زمانی مسلمان شد که مسلمین به حبشه مهاجرت میکردند .روزیکه پیغمبر با قریب چهل تن از یاران خود در دارالارقم بود ،حضرت عمر (رض)با شمشیر حمایل کرده از خانه خود بیرون امد تا نزد وی برود در این موقع نعیم بن عبد الله به وی رسید و از مقصودش پرسید ،گفت میروم نزد محمد که میان قریش تفرقه انداخته و دین انرا معیوب داشته است تا وی را بکشم .نعیم که مسلمان شده بود و اسلام خود را پنهان می داشت گفت مگر تصور می کنی که پس از قتل محمدفرزندان عبدالمناف میگذارند که تو بر روی زمین باشی .

چرا نزد اهل خانواده خود نمی روی بجای این که محمد رابکشی بکار ان ها بپردازی ،پرسید مقصود کیست ؟گفت پسر عمویت سعید بن زید و خواهرت فاطمه که مسلمان شده اند. حضرت عمر (رض)بخانه ان ها بگشت و در حالی که خباب بن الارت نزد ان ها بود و برایشان قران می خواند چون ورود حضرت عمر را دانستند خباب را در گوشه ای پنهان کردند و فاطمه قران را برداشت و در زیر لباس خود پنهان کرد .

حضرت عمر (رض)که قرائت خباب را شنیده بود پرسید که این صدا از کجا بود ؟و چون انکار کردند ،گفت دانسته ام که شما با محمد (ص)بیعت کرده اید و از من پنهان میدارید ،وبه حضرت سعید بن زید حمله کرد وچون فاطمه برخواست که وی را از ضرب شوهرش باز دارد ،ضربتی از حضرت عمر بسرش رسید و بشکست پس روی به حضرت عمر (رض) کرده گفت بخدا که ما مسلمان شده ایم و به خدا و رسولش ایمان اورده ایم هر چه دلت می خواهد بکن .حضرت عمر (رض) که خون در سر وروی خواهرش دید پشیمان شد و گفت این صحیفه را که با هم می خواندید به من بدهید تا ببینم محمد چه گفته است .

فاطمه گفت :کسی غیر از پاکان حق ندارد به قران دست ببزند و ترا نجاست کفر فرا گرفته است .حضرت عمر (رض)برخاست و غسل کرد و قران را گرفت و سوره (طه) را از اول تا اخر ایه 6 خواند چون خودش شاعر و عالم وکلام شناس بود حسن کلام را ستایش کرد .خباب که ستایش حضرت عمر (رض)را شنید از محلی که پنهان شده بود بیرون امد و گفت ای عمر بن خطاب یا ابوالحکم بن هشام تایید کن و امیدوارم که خداوند تورا برای اجابت دعوت رسولش برگزیده باشد .حضرت عمر (رض)گفت مرا نزد محمد راهنمایی کنید تا اسلام بیاورم .بایکدیگر برخاسته و بخانه ای که پیامبر (ص)در ان بود امدند و در زدند .

یکی از یاران پیغمبر (ص)برخاست و از درز در نگاه کرده حضرت عمر را دید که با شمشیر حمایل کرده جلو در ایستاده است :بازگشت و انچه را دیده بود به حضرت محمد (ص)حکایت کرد .حضرت حمزه که حاضر بود گفت اجازه فرمایید که وارد شود اگر قصد خوبی داشته باشد وی را گرامی میداریم و اگر در خیال ازار ما باشد .وی را با همان شمشیرش خواهیم کشت پیغمبر (ص) اجازه دخول فرمود و خود بجانب حضرت عمر (رض)رفت ولباس وی را به سختی گرفته گفت :چه باعث شده است که اینجا امده ای ،تاوقتی که خشم خدا بر تو نازل نشود از رفتار خود دست نخواهی کشید ؟

حضرت عمر (رض)گفت یا رسول الله امده ام تا به خدا و رسول وی ایمان بیاورم .پیغمبر (ص)با صدای بلند تکبیر گفت بطوری که یاران وی در خانه شنیدند که حضرت عمر اسلام اورد.

نگارش در تاريخ چهارشنبه یکم آذر 1391 توسط محمدجمیل برهانزهی |

اسلایدر

دانلود فیلم